تبليغاتX
I love my afghanistan
تن میهن به مرحمی احتیاج است با میهن باش این راه علاج است
 Watan watan

Watan watan

borem watan

ba ham borem maihan watan

\watan cheraghan shoda baz golo golstan shoda baz

dokhtar o bacha ha ham sarwe kheraman shodan baz

kabul o qandahar borem saile gole mazar borem

ghazni o paktia o khost herat o nangarhar borem

watan watan borem watan baham borem maihan watan

watan watan shirin watan ba ham borem maihan watan

ba shahro deh safar konim gham az dela badar konim

solho safa biawarim ze doshmani hazar konim

watan watan borem watan

ba ham borem maihan watan

 

|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در چهارشنبه 25 اسفند1389  |
 هزار جهد بکردم که یار من باشی

 

هزار جهد بکردم که یار من باشی

مرادبخش دل بی‌قرار من باشی
چراغ دیده شب زنده دار من گردی


انیس خاطر امیدوار من باشی
چو خسروان ملاحت به بندگان نازند


تو در میانه خداوندگار من باشی
از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او


اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی
در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند


گرت ز دست برآید نگار من باشی
شبی به کلبه احزان عاشقان آیی

دمی انیس دل سوکوار من باشی
شود غزاله خورشید صید لاغر من


گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی
سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من


اگر ادا نکنی قرض دار من باشی
من این مراد ببینم به خود که نیم شبی


به جای اشک روان در کنار من باشی
من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم

مگر تو از کرم خویش یار من باشی
 

love

|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در شنبه 9 بهمن1389  |
 خونبهای کابل

بیرنگ کوهدامنی

من دراینجا دل مرا در کوچه های کابل است

بر زبانم نام او، بر سر هوای کابل است

جامهء نیلی به تن دارد درخت سوگوار

سال و ماه و هفته ها، روز عزای کابل است

ای مسافر؛ گر گذاری می کنی در شهر من

کن قدم آهسته تر، ماتم سرای کابل است

آشنا را گر نظر افتد به کاخ و کوچه اش

زیر لب گوید: خدایا، این کجای کابل است

ای خداوندی که می باشی رحیم و هم قهار

رحم تو جای دگر، قهرت در کابل است

کد خدایش را چه پیش آمد خدایانش چه شد؟

آنکه بودی بی خدا، اکنون خدای کابل است

مادر رستم نمیباشد سزاوارِ ستم

آنچه را دیدی سزا، خود ناسزای کابل است

کس نمیخواهد شنیدن شکوه هایش در زمین

تا خدا، تا آسمان بالا صدای کابل است

ماجراها را بود آغاز و انجامش پدید

آنچه بی انجام باشد، ماجرای کابل است

دست یزدان بایدش تا مشکلش آسان شود

دست اهریمن کجا، مشکل کشای کابل است

از میان زندگان یک تن نیابی شادمان

انکه را ماتم نباشد، مرده های کابل است

آنکه پیش از مرگ میمیرد، بی طبیب و بی پزشک

طفل بیمار یتیم بی دوای کابل است

وای اگر پایان پذیرد داستان باستان

انتهای ما، همانا انتهای کابل است

بوم را ویرانه باشد خانه و باغ و چمن

طالبان را دلپذیر اکنون فضای کابل است

صبحدم ها می کشاند مَشک خالی را بدوش

آب را در خواب اگر بیند سقای کابل است

|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در سه شنبه 11 آبان1389  |
 نیمه دیگر
.بعضی از افراد زندگی را با نیمه پر لیوان با خوشی میگذرانند و عده دیگر کل عمر خود را برای نیمه خالی آن حسرت می خورند اما حقیقت این است که لیوانی با مقدار مشخص آب وجود دارد و از اینجا به بعد به شما بستگی دارد.
|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در چهارشنبه 19 خرداد1389  |
 اکنون فرصت دارید

اکنون فرصت دارید اثری از خود باقی بگذارید
میراثی به وجود اوارید .
که تغییری در زندگی دیگران پدید آورید.
۱ پنج دقیقه فکر کنید و همه امکانات را در نظر بگیرید.
*چه خدمتی از شما ساخته است؟
*در چه اموری و به چه کسانی میتوانید کمک کنید؟
*چه چیزهای را میتوانید ایجاد کنید؟

۲ برای رسیدن به هریک از هدفهای خود مهلت معینی تعیین کنید.
برای مثال شش ماه ، یک سال ،پنج سال،ده سال یا بیست سال.

۳ بزرگترین هدفی را که میخواهید ظرف یک سال آینده به ان دست یابید مشخص کنید.

۴ ظرف دو دقیقه ، شرح مختصری بنویسید و توضیح دهید که چرا باید به طور قطع ظرف یک سال اینده به ان هدف برسید .
هرگز هیچ هدفی را رها مکنید ،مگر اینکه ابتدا قدم مثبتی را در راستای تحقق ان برداشته باشید.برای لحظه ای فکر کنید و اولین را که باید برای رسیدن به هدف بردارید مشخص سازید
برای اینکه پیشرفت کنید ، چه قدمی را باید امروز بردارید​؟
حتی یک قدم کوچک (برای مثال: زدن یک تلفون ،یک قول ،و یا یک برنامه
ریزی مقدماتی شما را به هدف نزدیکتر میکند.
انگاه کارهای ساده ای را که باید از امروز تا ده روز دیگر انجام دهید ،به صورت برنامه ریزی شده به روی کاغذ بیاورید .
این برنامه ده روزه  ، یک رشته عادتها را در ما ایجاد میکند و نیروی محرکه توقف نا پذیری را به وجود میاورد که موفقیت دراز مدت ما را تضمیین میکند.
از هم اکنون شروع کنید

اگر یک سال‌ دیگر ،به همه هدفهای خود برسید چه احساس خواهید داشت؟
چه نظری نسبت به خودتان پیدا خواهید کرد؟
زندگی را چگونه خواهید دید؟
پاسخ به این سوالات سبب میشود تا دلایل قاطعی برای رسیدن به هدف پیدا کنید.
اگر بدانید که چرا باید کاری را انجام دهید ، چگونگی انجام دادن
 آن به اسانی معلوم خواهد شد.

از فرصت استفاده کنید و چهار هدف یک ساله خود را مشخص سازید.
هر یک از هدفهای خود را در یک پراگراف شرح دهیدکه چرا خود را مقید میدانید
که باید ظرف یک سال به ان هدفها نایل شوید.

رمز رسیدن به هدفها ، شرطی کردن ذهن است.دست کم روزی دو بار هدفهایی را که نوشته اید برسی کنید .انها را در جایی قرار دهید که هر روز چشمتان به انها
بیفتد؛
برای مثال : در دفتر یاداشتهای روزانه ،
روی میز کار، کیف پول، روی آینه.
به خاطر داشته باشید که اگر دائم به چیزی فکر کنید و افکار خود را  روی آن متمرکز سازید ،به سوی آن  حرکت میکنید . این راهی ساده و بسیار پر اهمیت
برای برنامه ریزی نظام فعال کنده شبکه ذهنی RAS  است.


تمام افراد بشر آزاد زاده می‌شوند و از لحاظ حيثيت و كرامت و حقوق با هم برابراند.
همگی دارای عقل و وجدان هستند و بايد با يكديگر با روحيه ای برادرانه رفتار كنند.



|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در پنجشنبه 23 اردیبهشت1389  |
 «از سفر کرده، ارزش سرزمین مادری را بپرس»

در شهر به گردش می روی. همه چیز قشنگ و مرتب هست. کسی با تو کاری ندارد. می توانی هر چه می خواهی بکنی، می توانی بدون هیچ خود سانسوریی حرف بزنی، می توانی از حرفها و اندیشه هایت بدون تردید سخن برانی. شهر زیباست. می توانی به زیبایی های شهر خیره شوی. می توانی به جاهای قشنگ و رویایی بروی. می توانی در بهترین جا ها، بهترین لحظه ها را داشته باشی. می توانی صلح را، آرامش را، تجربه کنی. می توانی زنده گیی را که خیلی ها ایده آل می دانند تجربه کنی.

اما تو شاد نیستی. نمی توانی از چیزی لذت ببری. نمی توانی آرام باشی. همان حس بیگانه گی. به سوی هر چه بنگری میدانی از تو نیست. بله، شهر زیبا هست. در این شهر، آرامش هست، صلح هست، زیبایی هست، اما تو بیگانه هستی. به سرزمین مادری ات فکر می کنی. به خاکی که در آن بزرگ شده ای، به چیزهایی که از تو هستند، به جاهایی که با رفتن به آن ها احساس بیگانه گی نمی کنی. جاهایی هر چند نازیبا که در لبانت لبخند می آورند و قلبت را آکنده از مهر می کنند. چیزهایی که، جاهایی که، از تو اند. هر چند کهنه، هر چند قدیمی، هر چند نازیبا.. آرد بزرگ

با تشکر از دوست خوبم مریم

 

|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در دوشنبه 14 دی1388  |
 این حسین کیست


این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست

این چه شمعی است که جانها همه پروانه اوست


|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در سه شنبه 1 دی1388  |
 تو را ای وطن دوست دارم ز جان

 

تو را ای وطن دوست دارم ز جان

که هستی تو هم جاودان اشیان

تو را خواهم و جان نثار توام

من از دل بسی دوست دارتوام

وطن بهتر از جان و هستی من

وطن موجب شور و مستی من

تو هستی بهشت من ای میهنم

ز دل عاشق کوهسارت منم

|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در دوشنبه 16 آذر1388  |
 ايمان
sallam Dostan nahait azizem...omid waram roz o rozgar bar hametan khosh ter shava.. az hame shoma khoban ke dar in modat amaden sar zaden va nzarat zebaitan ra manden va mara khosh sakten tashakor...hametana Dosst daramrom rozgartan khosh ________________________________________________________________ مرد جواني که مربي شنا و دارنده ي چندين مدال المپيک بود٬ به خدا اعتقادي نداشت. او چيزهايي را که درباره خداوند ميشنيد مسخره ميکرد.شبي مرد جوان به استخر سر پوشيده آموزشگاهي رفت. چراغ خاموش بود ولي ماه روشن بود و همين براي شنا کافي بود.مرد جوان به بالاترين نقطه تخته شنا رفت و دستانش را باز کرد تا درون استخر شيرجه برود.ناگهان٬ سايه بدنش را همچون صليبي روي ديوار مشاهده کرد. احساس عجيبي تمام وجودش را فراگرفت. از پله ها پائين آمد و به سمت کليد برق رفت و چراغ ها را روشن کرد.آب استخر براي تعمير خالي شده بود
|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در شنبه 13 تیر1388  |
 میسازمت

 

میسازمت

گـــر جهنم ســـاختم فــــردوس هم میسازمت
ای وطن میسازمت آخـــر خــودم میسازمت

آنقدر هایی که میگویند کـــــاهل نیســــــــتم
با تفنگت گـــر شکســـتم با قلــم میسـازمت

آینــــه در آینــــه در رهگـــذار عــــــــاطفه
سنگ اندر سنگ در راه ســتم میســازمت

هر که آمد بر سرت بم ریخت، اما غم مخور
من از آهنپاره های ســـــــرخ بم میـسازمت

غم مخــور ای خانهء ویران ولی زیبای من
با نفــــس هــــــای امیـــدم دمبدم میسازمت

تا تو زیباتر شــــــوی گل میشوم گل میشوم
باورم کـن یک رقم نی یک رقم میسازمت

شعر بسیار زیبا از عبدالسمیع حامد  به صدای گیرای فرهاد دریا

کلیک

 

|+| نوشته شده توسط Miss Afghan در دوشنبه 14 بهمن1387  |
 
 
بالا